سایت سرگرمی "جوک توجوک"
 
 
 
دغدغه های لرها: 1. وقتی برق میره کجامیره؟ 2. چراتخم مرغ فحش نیست ولی تخم سگ فحشه؟ 3. استامینوفن از کجا میدونه ما کجامون درد میکنه؟ 4. وقتی میگن بگیر بخواب، ما چی رو باید بگیریم؟ 5. وقتی میگن به افتخارش دست بزنید، دقیقا به کجاش باید دست بزنیم؟ 6. چرا از جمعه تا شنبه اینقدر کم طول میکشه ولی از شنبه تا جمعه اینقدر طول میکشه؟ 7. این که میگن بین خودمون باشه دقیقاکجامون باید باشه؟ 8. پس کی این حقوق بشر رو میریزن به حسابمون؟ 9. پلیس+10 چند میشه؟ 10. دفتر مقام معظم رهبری چند برگه؟ 11. آیا میشه رو میز نهارخوری شام هم خورد؟ 12. پشم شیشه دقیقا کجای شیشه در میاد؟ ۱۳. چرا جعبه پيتزا مربعه، خودش گرده،موقع خوردن مثلثه!!؟ ۱۴. آیا برای آزمایش الهی باید ناشتا بود؟ ۱۵. آیا برای گرفتن شناسنامه المثنی، اصل شناسنامه هم لازمه؟ ۱۶. كانال كولر شبكه چنده!؟ ۱۷. اینکه تو دعوا بهت میگن حالا نشونت میدم دقیقا چیو میخوان نشون بدن؟!!! ۱۸. آیا توی اتاق خواب میشه بیدار بمونیم؟ ۱۸. این حقوق بشر تقریبا چند تومنه ؟ ۱۹. حقوق بشر رو فقط به بشر میدن یا به لرها هم میدن ؟ ۲۰. چرا "ترکیه" داریم ولی "لر کیه" نداریم؟

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
سلامتی ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﺭﻭ ﻟﺐ ﺭﻓﯿﻘﺎﻡ ،
ﭘﻮﺯﺧﻨﺪ ﺑﺰﻧﻦ ﻭ ﺑﺎ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﺍﺷﮑﺎﺷﻮﻧﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﻦ و ﺑﮕﻦ :
ﻫﻬﻬﻬﻬﯽ !!! ﮐﯽ ﻓﮑﺮﺷﻮ ﻣﯿﮑﺮﺩ ؟
ﺍﻭﻥ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﺧﺮﻳﺪﻩ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﭘﺮﺍﻳﺪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﻴﺸﻴﻢ …
ﭼﯿﻪ ﻓﮏ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﻤﯿﺮﻡ ؟
ﺧﻮﺩﺕ ﺑﻤﯿﺮﯼ ﻣﮕﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﻮﺭﻭ ﺗﻨﮓ ﮐﺮﺩﻡ ؟

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
مردی بر همسر خود در آشپزخانه وارد شد و از او پرسید
کدام یک از فرزندان خود را بیش از دیگر فرزندانت دوست داری ؟
همسر او گفت همه آنها را بزرگشان و کوچکشان،
دختر و پسر همه یکسانند و همه را به یک اندازه دوست دارم
شوهر گفت : چگونه دل تو برای آنها همه جا دارد
همسر جواب داد :
این خلقت خدا است که مادر دلش برای همه فرزندان خود وسعت دارد
مرد لبخندی زد و گفت :
اکنون شاید بتوانی بفهمی که چگونه دل مرد برای چهار زن همزمان وسعت دارد
خدایش بیامرزد روش والایی در قانع کردن داشت ،
لاکن موقعیتش در آشپزخانه غلط بود
مراسم آن تازه در گذشته صبح و بعد از ظهر فردا برگذار می شود !

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه،
حراست با بلندگو داد میزنه آقا اینجا بوق نزن !
یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه!
بعد نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون،
دوتا بوق واسه حراستیه میزنه !!
حراستیه با بلندگو میگه نوکرم

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
قدیما احتمالا دخترا انقد خوشگل نبودن که مردا کتکشون میزدن!
الان آدم دلش نمیاد که

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
بعضی از این دخدراااا تو ﺧﻮﻧﻪ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻗﻮﺭﺕ ﻣﯿﺪﻥ :|
ﺍﻣﺎ بیرون ﺗﻮ ﻣﻠﻊ ﻋﺎﻡ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﭼﯿﭙﺲ ﻧﺎﺯﮐﻮ،
ﺑﺎ ۸تا ﮔﺎﺯﻭ ۲تا ﺗﺮﻣﺰ ﻭ ۳ﺗﺎ ﻧﯿﻢ ﮐﻼﺝ و ۴بار خاموش کردن ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ !

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
آخه این آلرژی فصلی چیه که ملت با اونم کلاس می ذارن !
دختره همچین میگه آلرژی فصلی دارم
که انگار به تنهایی قهرمان سه دوره جام ملت های اروپاس

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
ﺍﺯﯾﻦ ﭘﺸﻪ ﻫﺎﯼ تابستونی ﮔﯿﺞ ﻭ ﻣﻨﮓ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮﻧﻮ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺘﺮﺳﯿﻦ
ﺍﯾﻨﺎ ﻫﯿﭽﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﻥ . . !

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
فک کنم به جایی برسم که تنها ملاکم واسه ازدواج این باشه که
طرف ایدز نداشته باشه

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
وقتى “چه خبر؟” به “دیگه چه خبر؟” تبدیل شد خدافظى کنید

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
یه بار نشستم تو تاکسى چهار تا سرباز عقب سوار کرده بود
گفتم آقا خوب بُـــر نزدى سربازا افتادن پیش هم

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
داشتم از یه جایی رد میشدم، دیدم یه پسره داره سیگار میکشه!
بهش گفتم : چرا سیگار میکشی ، پولتو دود میکنی !؟
برگشت گفت : شما چرا غذا میخورین ، پولتون رو ع*ن میکنین !؟
هیچی دیگه یه نخ سیگار روشن کردیم

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مشکل پدر و مادر من اینه که من رو با موفق ترین بچه ى فامیل
و خودشون رو با بدبخت ترین پدر و مادر فامیل مقایسه میکنن :|

 
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
امروز دیدم ﭘﺸﺖ ﭘﯿﮑﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
Go With With
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﻠﯽ ﺗﺤقیق ﻭ ﺗﻔﺤﺲ ﺩﺭ ﻣﺘﻮﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻫﺴﺖ :
ﺑﺮﻭ ﺑﺎﺑﺎ !!
Go = برو
With = با
With = با
ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ، ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻧﻮﺍﺑﻐﻪ

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
یادمان نرود که ما زندگیمان را مدیون زنانمان هستیم
اگر آنها نبودن ما از خوشی میمردیم

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
نداشتیم محصولاته apple
ولی دیدیم دست people :)

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
تا حالا “خودکار” رو از آخر به اول خوندی؟!
راکدوخ …
معنی نداد نمیدونم چه مرگشه … :|
گفتم شاید بشه ازش یه نکته اخلاقی درآورد که نشد …
ببخشید وقتتون رو گرفتم :|

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
ساعت دو و نیم نصف شب این همسایه بیشعورمون با مشت میکوبید به دیوار
حالا خوبه من خواب نبودم داشتم  تمرین ترومپت میکردم
مردم خیلی بی فرهنگ شدنا اه اه اه

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
ﻏﻤﮕﯿﻨﻢ
ﻣﺜﻞ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺩﻗﯿﻘﻪ ۹۰ ﺩﺍﺷﺖ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ . . .
ﻭﻟﯽ ﻣﺴﯽ گند زد ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﺶ

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
یکی از فانتزیام اینه که یه شرکت بزرگ الکترونیک راه بندازم
اسمشو بزارم “خربزه مشهدی” بعد با شرکت “اپل” رقابت کنم

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
تنهایی یعنی سیب زمینی سرخ کنی
اما یه لاشخورم دورت پیدا نشه ناخونک بزنه !

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
امروز از کناره یه پسره رد شدم داشت با مخاطب خاصش تلفنی حرف میزد
که یهو گفت: قهر نکن دیگه، مگه من میمون زشته احمقِ تو نیستم؟ :|
بعد انتظار دارین طوفان نیاد؟ زلزله نیاد؟

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
پسری روزها پشت در منزل دخترک را میپایید؛
برای دختر سوال بود که اگر او مرا دوست دارد،
پس چرا پا پیش نمیگذارد و با پدرم صحبت نمیکند ؟!
درست است که ماشین پسرک قدیمی بود،
ولی برای دخترک عشق و محبت مهمتر بود!
روزها و ماه ها به همین منوال گذشت و دخترک بسیار کنجکاو شده بود،
روزی دل خود را قرص کرد و رفت تا حرف دل پسرک را گوش کند…
از او پرسید ۶ماه است که تو کنار منزل ما می ایستی و مرا میپایی،
وقتی ماشینت را میبینم ضربان قلبم تندتر میشود و…
هدف تو چیست؟!
پسر گفت: وای فای خونتون پسورد نداره . . !

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ پسره رفته خواستگاری،
بعد با اجازه ی عروس و داماد خانواده هاشون رفتن تو اتاق با هم آشنا بشن

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
یه بار با رفیقم رفتیم تولد مخاطب خاصش،
خیلی های کلاس بودن، از اون خرمایه ها هم بودن.
بابا دختره همینجور تراول پنجایی می ریخت رو سر دخترش
هیشکیم به تراولا نگا نمی کرد فقط می زدن می رقصیدن
منو رفیقمم پامونو میزاشتیم رو تراولا انقد فشار می دادیم تا کف پامون عرق می کرد
تراول می چسبید به پامون می رفتیم دسشویی میزاشتیم جیبمون!
اونجوری نگا نکنید پول لازم بودیم!
خلاصه یاد یکی از عروسی هامون افتاده بودم
ک داییم یه بسته ۱۰۰تومنی پاچید رو سر عروس ۴نفر دستشون شکست
۲نفر سرشون، بابابزرگمم انگشت دستش شکست، ۵نفرم رفتن تو کما

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
عصبانی شدن یارو:
انگار از وحشی اومده!
بلبل درازی هم که میکنی!
هرچی بزرگتر میشه گنده تر میشه!
تو نه تربیت داری نه خانوادگی!
مسخره فروشی باز کردی؟
حالا من نه یه آدم!

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
عصبانی شدن یارو:
انگار از وحشی اومده!
بلبل درازی هم که میکنی!
هرچی بزرگتر میشه گنده تر میشه!
تو نه تربیت داری نه خانوادگی!
مسخره فروشی باز کردی؟
حالا من نه یه آدم!

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
پسره ﻗﯿﺎﻓﺶ ﺑﺎ ﺩﻓﺘﺮﭼﻪ ﺑﯿﻤﻪ ۹۰ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺧﺮج ﺩﺍﺭﻩ،
ﻧﯿﻤﺮﺧﺶ ﺷﺒﻴﻪ ﻭﺍﺷﺮ ﺳﺮﺳﻴﻠﻨﺪﺭ ﻭﺍﻧﺖ ﭘﻴﻜﺎﻧﻪ،
ﻫﯿﮑﻠﺶ ﻣﺜﻞ ﻣﺘﮑﺎ ﻟﻮﻟﻪ ﺍﯼ؛ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ پست ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ:
ﻛﺴﻰ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻛﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﻓﺮﻳﺒﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ
ﻗﻠﺐ ﺷﻜﻨﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﺭﻳﺎﺑﺪ،
آﻧﻮﻗﺖ ﻇﺎﻫﺮ ﺯﻳﺒﺎﻳﻢ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻳﺮ ﮔﺎﻣﻬﺎﻳﺶ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﻳﺨﺖ…
ﻳﻌﻨﻰ ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺘﻤﺎاااا ﺑﺎ ﻣﮕﺲ ﻛﺶ ﺑﻪ ﺍﺳﺮﺍﻳﻴﻞ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ!

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
صبح دیرم شده بود همسرم با مهربونی بهم گفت
اگه میتونی ۱۰۰هزار تومن بده برای کمک به مدرسه دخترمون.
منم تحت تاثیر قرار گرفتم و پولو دادم و خوشحال از یک کارفرهنگی.
بعد از ظهرش دخترم پرید بغلم و گفت
بابت ۵۰هزار تومنی که به مدرسه کمک کردی ممنونم،
بعد از نیم ساعت یه اس از طرف مدرسه اومد به این عنوان:
رسید مبلغ ۲۰هزار تومن کمک به مدرسه میباشد…
به این نتیجه رسیدم که اینا خانواده نیستن که، راهزنن

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
دقت کردین ؟
کولر رو ۲۵سرده ، رو ۲۶گرم ! کفش۴۳بزرگه ، ۴۲کوچیک !
صدای تلویزیون ۱۹زیاده ، ۱۸کم !

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط   | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا